|
سلام دوستان... شرمنده ی شرمنده اتان هستم که به قول کلیک عزیز نیمه فعال ( من می گویم کج دار و مریز ! ) این وبلاگ را رها کرده بودم. عذر همه ی تقصیرها شما را دعوت می کنم به خواندن مصاحبه ای خودمانی و کمی ... که دوست عزیزم آقای عادل زاده با شم خاص و ذوق و حوصله ای که داشته از من گرفته است... برای خواندن مصاحبه ی من اینجاکلیک کنید. این هم یک کار تازه و ... دعوا جهنمی بود تابستان کنار سکوی بانک که ساق خانم خورد به چرخ گاری من آقا پولهایش را داد به جیغ ساک خانم و مشتی حواله کرد برای دهان من به سرعت آستینم را بالا زدم دستم رادرهوا چرخاندم وچرخاندم و چرخاندم و محکم ! دهانم را گرفتم ! حالا تابستان کنار سکوی بانک همه از من یخ در بهشت می خرند... + نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط مجيد عابدی |
|